تبليغاتX
نوای الهی
نوای الهی
بسم الله الرحمن الرحیم / به وبلاگ نوای الهی خوش آمدید / انشاالله مورد قبول پروردگار عالم و شما دوستداران اسلام و تشیع قرار گیرد / منتظر نظرات سازنده ی شما می مانیم / آرزوي ما اين است كه شاءالله مردم مسلمان در هر كجا كه هستند، در كنار استفاده از متن قرآن و كلام معجزنشان آن، به مفاهيم و معارف قرآني هم توجه بكنند.» (مقام معظم رهبري"حفظه الله") / پیروز و پاینده باشید ////
86/01/23
انواع انسانها

لطفاَ خودتان قضاوت نمائيد  ؟؟؟؟ ........ ؟؟؟؟ ........

بعضی انسانها جليس حضرت رب العالمين اند .

بعضی انسانها مهمان سفره های چرب و شيرين اند .

بعضی انسانها تشنه ی شراب طهوراند .

بعضی انسانها بسيار ظلوم و جهولند .

بعضی انسانها به دنبال پاسپورت ملکوتند .

بعضی انسانها اجاره نشين خانه ی عنکبوتند .

بعضی انسانها امير افلاکند .

بعضی انسانها اسير عالم خاکند .

بعضی انسانها ستوده ی قرآنند .

بعضی انسانها پست تر از حيوانند .

بعضی انسانها روزی يک خم شراب معرفت می نوشند .

بعضی انسانها روزی صد خم شراب حماقت می نوشند .


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : علیرضا رحمانی در ساعت 11:32
86/01/23
پند 2

زهر چه غیر یار استفرالله

               زبود مستعار استفرالله

دمی که بگذرد بی یاد رویش

               از آن دم بی شمار استفرالله

سرآمد عمر و یک ساعت ز غفلت

               نگشتم هوشیار استفرالله

جوانی رفت و پیری هم سرآمد

               نکردم هیچ کار استفرالله

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : علیرضا رحمانی در ساعت 8:30
86/01/22
شعر شروع

بنام خداوند جان آفرين

          حکيم سخن در زبان آفرين

خداوند بخشنده دست گير

               کريم خطابخش پوزش پزير

عزيزی که هرگز درش سربتافت

               به هردرکه شد هيچ عزت نيافت

سر پادشاهان گردن فراز

               به درگاه او برزمين نياز

نه گردنکشان رابگيرد به فور

               نه عذر او را نبراند به جور

وگر خشم گيرد زکردار زشت

               چو باز آمدی ماجرا در نوشت

اگر با پدر جنگ جويد کسی

               پدر بيگمان خشم گيرد بسی

وگر خويش راضی نباشد ز خويش

               چو بيگانگانش براند ز پيش

وگر بر رفيقان نباشی شفيق

               به فرسنگ بگريزد از تورفيق

وليکن خداوند بالا و پست

               به عصيان در رزق بر کس نبست

    ادامه دارد....

      بوستان سعدی  


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : علیرضا رحمانی در ساعت 18:16
86/01/20
قرآن و علم حیات

- سلسله مباحث پيرامون قرآن كريم

_ قرآن و علم حيات

« آفرينش كيهان »

«اوست كه آسمانها و زمين را در شش روز(شش دوره) بيافريدو در اين هنگام عرش پروردگار بر آب قرار داشت.»(سورهود/ آيه 7)

«آنگاه خداوند متهال طي دو نوبت فرمان بناي آسمانهاي هفتگانه را صادر فرمود و در هر آسماني نظام و قوانينش را به جريان انداخت.»(سوره فصلت/آيه 12)

اين كه ماده و مصالح ساختمان آسمانها چگونه پديد آمد و آفرينش آن ها به چه ترتيب صورت گرفت ؟ جز آفريدگار بي همتا كسي را برآن آگاهي نيست چنان كه قرآن مي‌فرمايد:

«ما بشر را شاهد آفرينش آسمانها و زمين و خلقت خودش قرار نداديم.»(سوره كهف/آيه 51)

دانشمندان امروز نيز به اين تحقيقات اعترافدارند، چنان كه "جان ففر" مي‌گويد:

(مساله پيدايش ماده، اصولا مساله اي است كه بيرون از قلمرو تحقيقات و تفكرات ثمربخش است، بايستي ماده را مفروض و موجود پنداشت و از آنجا جريان آفرينش كائنات را تعقيب كرد.)(ازكهكشان تا انسان/جان ففر)

آن چه از نظر قرآن و دانشمندان محقق است، اين مصالح عبارت بودند از ذرات سرگردان دود و گاز در فضا، اما چنان پراكنده بودند كه بندرت به يكديگر برمي‌خوردند.

« پيدايش منظومه شمسي »

در باره پيدايش منظومه شمسي امروزه نظرات مختلفي اظهار مي شود:

منظومه شمسي ما، مطابق آخرين اكتشافات دانشمندان هيات از 9 سياره تشكيل شده كه به دور خورشيد در مدارات مختلفي در گردشند، و همه‌ي آنها – به استپناي عطارد و زهرهكه هيچ قمر ندارند و پلوتون كه وضع آن از اين نظر مجهول است، داراي قمر يا اقماري هستندو مجموع اقمار آنها به 31 مي‌رسد. درباره‌ي پيدايش منظومه شمسي، دانشمندان تحقيقات فرآواني كرده اند، اجازه دهيد اول كه آيه از قرآن راذكر كرده، سپس به شرحنظرات دانشمندان در اين قسمت بپردازيم:

«سپس به آسمان توجه نمود در حالي كه (به صورت) دودي بوده، و به آن و زمين گفت از روي اطاعت يا اكراه بياييد( و به قوانين آفرينش تسليم شويد) آن‌ها هم(به زبان تكوين) گفتند از روي اطاعت آمديم(و سر بر فرمانيم).»(سوره فصلت/آيه11)

معروف ترين نظريه‌ها درباره‌ي پيدايش منظومه شمسي نظريه "پي‌يرسيمون‌لاپلاس" است، او مي‌گويد:

(در آغاز كره خورشيد به صورت توده‌ي عظيم گاز شعله ور و سوزاني بود كه به دور خود مي‌چرخيدو بر اثر اين حركت دوراني، نيروي گريز از مركز، بخصوص در منطقه‌ي استوايي آن بوجود آمد.

بدنبال پيدايش اين نيرو توده هايي از آن به فضا پرتاب شد كه هر كدام در محلي قرار گرفتند و شروع به دوران به دور مركز(خورشيد) كرد.

اين سيارات نيز به نوبه خود بر اثر حركت دوراني، توده هايي به خارج پرتاب كردند كه اقمار از آن بوجود آمد.)(نجوم بي‌تلسكوپ/پي‌ير روسو)

قسمتهايي از اين نظريه مدتي بعد از لاپلاس مورد انتقاد دانشمندان ديگر واقع شد.

تقريبا مقارن سال 1900 ميلادي و در آستانه‌ي قرن بيستم دو تن از دانشمندان فلكي بنام "مولتون" و "چمبرلين" نظريه‌ي تازه‌اي ابراز داشتند كه به وسيله‌ي ديگران تكميل گرديد.

خلاصه‌ي اين نظريه چنين است:

(حدس مي‌زنيم هزاران مايون سال پيش، سياره‌ي بسيار بزرگي از كنار خورشيد عبور كرد و بر اثر جاذبه‌ي آن، جزر و مد عجيب و هولناكي بر سطح خورشيد(كه بصورت توده گاز و يا مواد مذلب بود) به وجود آمده است.

شدت اين جزر ومد بقدري زياد بوده كه قطعاتي از آنرا به خارج پرتاب كرده هر كه از اين قطعات سياره اي از سيارات منظومه شمسي را تشكيل داده است.)(نجوم بي‌تلسكوپ/پي‌ير روسو)

مطابق اين نظريهآن قسمت ار فرضيه‌ي"لاپلاس"، كه مربوط به عامل جدايي سيارات از خورشيد است حذف شده،‌ ولي اصل پيدايش اين كرات از كه توده گاز عظيم مورد پذيرش واقع گرديده است.

"ژرژ گاموف" دانشمند و استاد طبيعي دانشگاه واشنگتن مي‌نويسد:

(چنان كه مي‌دانيم خورشيد از گازهاي قابل تراكم به وجود آمده و و همان خورشيد رشته گازي از خود بيرون فرستاده، كه پس از گسيختن سيارات سيارات از آن به وجود آمده اند.)(سرگذشت زمين/ژرژ گاموف)

اين توده سوزان مواد كيهاني چگونه به هستي آمده و چه نيروهايي در بوجود آمدن آن دست اندر كار بوده‌اند و مواد لازم براي ساختمان آنها را چه كسي فراهم آورده است؟و اينها معماهايي هستند كه قرنها فكر دانشمندان هيات را به خود مشغول داشته اند.

در اين مورد نظرات ديگري نيز هست كه به سه نظريه فوق تفاوت دارد، ولي در همه‌ي آنها پيدايش اين كرات از توده گاز سوزان پذيرفته شده است.

مشاهدات دانشمندان در مورد سحابها و جهانهاي دوردستي كه در حال تكوين مي‌باشند اين مساله را به صورت كه فرضيه خارج مي‌سازد و ثابت مي‌كند كه پيدايش اين عوامل نيز در نخست، از توده هاي گاز دود مانندي صورت گرفته، و هريك از دانشمندان با قرايني آن را به گونه‌اي تفسير مي‌كنند.

بنابراين، اصل پيدايش جهان از توده هاي گاز و دود مانند مسلم و مورد قبول محافل علمي جهان مي‌باشد.

( بيان قرآن در آيه‌ي پيش كه مبدا پيدايش آسمان رابه "دخان" و "گاز" نسبت مي‌دهد، نمودار عميق و ژرف ديدگاه اين كتاب آسماني است، تمام دانشمندان معتقداند كه سديم گازي‌است مخلوط كه مواد آهني دارد، و كلمه‌ي دخان"گاز" شامل گاز و آهن مي‌باشد، و بهترين تعبير علمي كه بتوان در مورد آن بكار برد، مهان كلمه‌ي دخان است. بين تصديق وجود اين "دود" كه قرآن از آن براي نشان دادن حالت"بيشتر گازي" ماده‌ي تشكيل دهنده‌ي جهان در مرحله‌ي ابتدايي آن سخن مي‌گوييد، و مفهوم سحابي نخستين بر حسب دانش جديد، تناسب و ارتباط و انطباق برقرار است.)(مباني اعتقادات در اسلام/سيد‌مجتبي‌موسوي‌لاري)

« آفرينش ستارگان »

«ما آسمان را با ستارگان درخشان زينت بخشيديم.»

بدين ترتيب كه مليونها ذره گاز و دود با شكل ابرهاي عظيم به دور هم گردآمدند....توده هاي ابر، ذرات را بسوي مركز جذب مي‌كردو بالاخره توده انبوه ابر جمع گشت و ذرات آنكه به يكديگر اصطكاك مي‌نمود، توليد گرمامي‌كرد و گاهي در مركز ابر گرما چنان شدت مي‌يافت كه توده را به تابش مي‌افكند و فضاي تاريك را روشن مي‌ساخت سرانجام مليونها توده‌ي ابر بصورت ستاره درآمدندو از آن پس در جهان تاريك نور پيداگشت و آسمان پايين چراغاني گرديد.

البته ستارگان همه در که زمان پيدا نشدند، برخي ازستارگان هنوز هم بسيا تابناك هستند و اين امر نشان مي‌دهد كه آنها زماني ديرتر پيدا گشته‌انددر غير اين صورت مي‌بايستبيشترآنها نورشان تمام مي‌شد.

(آري در چهار هزار مليون سال پيش در زمانهاي معين، توده هاي ابر، ستاره شدند و هنوز هم گازهاي بين ستارگان ستاره مي‌شوند و طي سالهايي كه پيش داريم، ستارگان بي شمار، همچنان پديدار خواهند بود.)(دنياي ستارگان/آنتري‌‌وايت)

« ستاره شعری »

«و آیا انسان نمی داند که در کتب پیشین آمده است که اوست پروردگار ستاره ی شعری»؟!(سوره ی نجم/ آیه42)

تکیه بر ستاره ی شعری علاوه بر این که این ستاره درخشده ترین ستارگان آسمان است که معمولا به هنگام سحر در کنار صورت فلکی (جوزا) در آسمان ظاهر می شود و کاملا جلب توجه می کند، به خاطر آن است که گروهی از مشرکان عرب آن را می پرستیدند.

قرآن می فرماید: چرا شعری را می پرستید؟ آفریدگار و پروردگار آن را بپرستید.

ضمنا باید توجه داشت که دو ستاره در آسمان است که به نام شعری نامیده می شوند، که یکی در سمت جنوب ظاهر می شود و به همین دلیل آن را شعرای یمانی می نامند(زیرا یمن در جنوب عربستان است).و دیگری شعرای شامی که در جهت شمال قرار دارد ولی معروف همان شعرای یمانی است. این ستاره ی عجیب الخلقه که به خاطر درخشندگی فوق العاده پادشاه ستارگان نامیده می شود دارای شگفتی هایی است که ذیلا به بعضی از آنها اشاره می شود، با توجه به اینکه در آن روز این حقایق درباره ی ستاره ی شعری ناشناخته بوده تکیه ی قرآن بر این موضوع پر معنی است.

الف: طبق تحقیقاتی که در رصدخانه های معروف دنیا به عمل آمده حرارت عظیمی که در سطح شعری حکمفرماست تا 120 هزار درجه ی سانتی گراد برآورد شده.

در حالی که سطح کره ی خورشید ما را فقط 6500درجه می دانند و این تفاوت عظیم گرمای ستاره ی شعری را نسبت به خورشید نشان می دهد.

ب: جرم مخصوص این ستاره در حدود 50 هزار مرتبه از آب سنگین تر است یعنی وزن یک لیتر آب در آنجا معادل 50 تن در کره ی زمین خواهد بود، حال آنکه در میان سیارات منظومه ی شمسی ما "عطارد" که از همه متکاشف تر است جرم مخصوص آن 6 برابر آب بیشتر نیست.

ج: ستاره ی شعری که در قرن ما در فصل زمستان ظاهر می شود، لکن در عصر منجمین قدیم مصر ظهور این کوکب با آغاز تابستان مقارن بوده، کره ی بسیار عظیمی است که حجم آن 20 برابر کره ی خورشید است و فاصله آن از ما نسبت به فاصله ی خورشید از زمین فوق العاده زیاد است بطوری که این فاصله را یک میلیون برابر فاصله ی خورشید برآورد کرده اند.

می دانیم سرعت سیر نور در ثانیه سه هزار کیلومتر است و نور خورشید ظرف 8دقیقه و 13 ثانیه به ما می رسد در حالی که فاصله ی خورشید از ما 150 میلیون کیلومتر است، اما اگر تعجب نکنید نخستین شعاع کره ی شعری پس از حدود 10 سال به ما می رسد. حال محاسبه کنید که فاصله اش چه اندازه است؟

د: شعرای یمانی ستاره ای همراه دارد که از ستارگان مرموز آسمان است، اولین با دانشمندی به نام "بسل" به وجود آن پی برد و این در سال 1844 میلادی بود، اما در سال 1862 با تلسکوپ مشاهده شده که دوره ی گردش ستاره همراه با دور ستاره ی اصلی 50 سال است.(دایره المعارف فارسی مصاحب/غلامحسین مصاحب)

اینها همه نشان می دهد که تعبیرات قرآن تا چه اندازه ای پر معنی است و در کوچکترین تعبیراتش حقایقی نهفته شده که اگر چه در روز نزولش کاملا مشخص نبوده اما با گذشت زمان روشن شده است.

« کوبنده ی شب(ستاره ی زحل) »

«سوگند به آسمان و کوبنده ی شب. و تو نمیدانی کوبنده ی شب چیست؟!. ستاره ای است بلند و درخشان و شکافنده ی تاریکی ها»(سوره ی طارق/ آیه ی 1تا3)

طارق از ماده "طرق" (بروزن برق) بمعنی کوبیدن است و راه را از این جهت "طریق" گویند که به پای رهروان کوبیده می شود و "مطروقه" به معنای پتک و چکش است که برای کوبیدن فلزات و امثال آن بکار می رود و از آنجا که درهای خانه رابه هنگام شب می بندند و کسی که شب وارد می شود ناچار است در را بکوبد، به آن اشخاص که در شب وارد می شوند"طارق" می گویند.

این ها نکاتی هستند که در تفسیر ها از آن سخن به میان آورده شده است.

اما قرآن خودش در این جا "طارق" را تفسیر نموده است و می گوید: این مسافر شبانه همان ستاره ی درخشانی است که بر آسمان ظاهر می شود و بقدری بلند است که می خواهد سقف آسمان را سوراخ کند و نورش بقدری خیره کننده است که تاریکی ها را می شکافد و به درون چشم آدمی نفوذ می کند.

در اینکه منظور ستاره ی معینی است مانند ستاره ی "ثریا" (از نظر بلندی و دوری در آسمان) یا "ستاره ی زحل" یا زهره (از نظر روشنایی خیره کننده) یا اشاره به همه ستارگان آسمانی است؟ تفسیر های متعددی در اینجا گفته شده ولی با توجه به اینکه در آیات بعدی آن را به"نجم ثاقب" (ستاره ی نفوذ کننده) تفسیر کرده است معلوم می شود منظور هر ستاره ای نیست بلکه ستارگان درخشانی است که نور آنها پرده های ظلمت را می شکافد و در چشم آدمی نفوذ می کند.

در بعضی روایات"النجم الثاقب" به "ستاره زحل" تفسیر شده است که از سیارات منظومه ی شمسی و بسیار پر فروغ و نورانی است و در تفاسیر دیگری به "سیاره ی ماه" بودن آن اشاره شده است.

این معنی از حدیثی که امام صادق(ع) نقل شده استفاده می شود، در آنجا که منجی از آن حضرت سوال کرد که منظور از"ثاقب" در کلام خدا "النجم الثاقب" چیست؟ فرمود: ستاره ی "زحل" است که طلوعش در آسمان هفتم است و نورش آسمانها را می شکافد و به آسمان پائین می رسد، لذا خداوند آن را"نجم ثاقب" نامیده است.(نورالثقلین/شیخ عبدعلی بن الحویزی)

قابل توجه اینکه زحل آخرین و دورترین ستاره ی منظومه ی شمسی است که به چشم غیر مسلح دیده نمی شود. از آنجا که از نظر ترتیب بندی کواکب منظومه ی شمسی نسبت به خورشید در هفتمین مدار قرار گرفته(با محاسبه ی مدار ماه) امام در این حدیث مدار آن را آسمان هفتم شمرده است. این ستاره ویژگی هایی دارد که آن را شایسته ی سوگند می کند از یک سو دورترین ستارگان قابل مشاهده ی منظومه ی شمسی است و به همین جهت در ادبیات عرب هر چیز بلند را بدان مثال می زنند و گاه آن را"شیخ النجوم" گفته اند.(دایره المعارف/علی اکبر دهخدا)

ستاره ی زحل که نام فارسی اش "کیوان" است دارای حلقه های نورانی متعددی است که آن را احاطه کرده، هشت قمر دارد، حلقه های نورانی زحل که گرداگرد آن را فرا گرفته از عجیب ترین پدیده های آسمانی است که دانشمندان در باره ی آن نظرات گوناگونی دارند و هنوز هم پدیده ای اسرار آمیز است.

بعضی ها معتقداند که زحل ده قمر دارد که هشت عدد آن را می توان با دوربین های نجومی معمولی مشاهده کرد و دو عدد دیگر تنها با دوربین های بسیار عظیم قابل رویت است.

البته این اسرار در آن روزی که قرآن نازل شد بر کسی روشن نبود، بعدها با گذشت زمان آشکار گردید.

*مطالبی که گفته شد، خود گویای اعجاز علمی قرآن می باشد و حقیقتی انکار ناپذیر است.

« پيدايش کهکشان ها »

«آیا آفرینش شما مهمتر است یا بنای آسمان ها؟...» (سوره ی نازعات/آیه ی 27-26)

در بیابان بی پایان فضا ابری بی شکل و بی هیچگونه تشخیص در همه جا بطور یکنواخت پخش شده بود. ذرات ماده به هم بر می خوردند و با یکدیگر ترکیب می شدند و...ابر به دریایی متلاطم و خروشان از گاز مبدل می گشت و شروع به چرخیدن می نمود. این دریای دود و گاز همچنان می چرخید و می غرید و می خروشید و تلاطم نامریی خیز آبها و شکستن امواج نامرئی که هر یک به بزرگی اقلیمی بود در دل این دریا طغیان بر می انگیخت... موجها به هم می خوردند و برهم می لغزیدند و در دل هم فرو می رفتند و به هم می آمیختند.

در میان این دریای جوشان طرحی مارپیچی، از اثر چرخش ماده دواری پیدا گردید. این صفحه مدور و پهن با میانی برآمده و بازوانی که آهسته آهسته شکل گرفت، در سپیده دم بزرگ گیتی به پیدایش گرایید. این شکل مارپیچ را کهکشان راه شیری می نامند. خورشید و منظومه ی شمسی و زمین ما در یکی از بازوان کهکشان راه شیری قرار دارد.

« پيدايش خورشيد »

.....ادامه دارد............

 

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : علیرضا رحمانی در ساعت 13:2
86/01/14
چند نصیحت از یک دوست

شما امروز غنی تراز دیروزید :

اگر به کسی صميمانه مهر ورزيده باشيد.

اگر غم دردمندی قلبتان رافشرده و درخلوت گريسته باشيد.

اگر خطای دوستی راناديده گرفته باشيد.

شما امروز غنی تراز دیروزید:

اگر با يک شاخه گل دلی راشاد کرده باشيد .

اگر قطره اشکی را از گونه ای سترده باشيد

اگر سنگی رااز پيش پای عابری دور کرده باشيد .

           ادامه  در  وبلاک خداشناسی

             Khodajoo.blogfa.com


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : علیرضا رحمانی در ساعت 11:19
85/12/29
قرآن

                        بسم الله الرحمن الرحيم

 - سلسله مباحث پيرامون قرآن كريم

                                           - قرآن

قرآن كريم كتاب آسماني ما و معجزه‌ي جاويد پيامبر ماست. اين كتاب در طول بيست و سه سال تدريجاً بر رسول خدا نازل گشت. قرآن كريم كه هم كتاب پيغمبر اکرم است و هم مظهر اعجاز او، نقشي صدها بار بزرگتر داشت از نقش عصاي موسي و دم عيسي، پيغمبر اکرم آيات قرآن را بر مردم مي‌خواند و جازبه‌ي اين آيات افراد را بسوي اسلام، مي‌كشيد. تاريخچه هاي مربوط به اين موضوع در تاريخ اسلام ازحد احصاء خارج است. قرآن مجموعاً 114 سوره است و مجموع اين سوره ها بر حدود 6205 آيه مشتمل است و همه‌ي اين آيات مجموعاً در حدود 78هزار كلمه است. مسلمين از صدر اسلام تا عصر حاضر اهتمام بي‌نظيري در امر قرآن نشان داده‌اند كه نشان شيفتگي آنها نسبت به قرآن است، قرآن در زمان رسول اکرم بوسيله‌ي گروهي كه خود ايشان معين كرده بودند، كه به‌نام "كاتبان وحي" معروف شدند، نوشته مي‌شد، به‌علاوه غالب مسلمين اعم از مرد و زن، كوچك و بزرگ، عسق عجيبي به حفظ همه و يا اكثر آيات قرآن داشتند، قرآن رادر نمازها مي‌خواندند، و در غير نمازها تلاوت آن را ثواب مي‌دانستند و به‌علاوه از تلاوت آن لذت مي‌بردند وهمچنين مايه‌ي آرامش روح آنها بود.

 

       اهتمام عظيم مسلمين نسبت به قرآن

 مسلمين در هر عصري متناسب با امكانات فكري و عملي خود تحت تاثير شوق و عشقي كه به كتاب آسماني خود داشتند درباره‌ي قرآن كار كرده‌اند، از قبيل يادگرفتن و بخاطر سپردن، قرائت نزد استادان قرائت و تجويد، تفسير معاني، توضيح و شرح لغات قرآن در كتب لغات مخصوص اين كار، برشمردن آيات و كلمات و حتي حروفي كه درمجموع قرآن بكاررفته‌ است، تدقيق در معاني آن و استفاده از آن در مسائل حقوقي، اخلاقي، اجتماعي، فلسفي، عرفاني، علمي و زينت دادن گفته‌ها و نوشته‌هاي خود به آيات قرآن، كتببه‌هاي بسيار عالي يا گچ‌بريها و كاشي‌كاريها، نوشتن آن باخطوط زيبا، تذهيب آن، آموختن آن به فرزندان خود قبل از هر آموزش ديگر، تدوين نحو و صرف زبان عربي به‌خاطر قرآن، ابداع و ابتكار علم معاني و بيان و بديع، جمع آوري لغات زبان عربي و امثال اينها.

عشق و علاقه‌ي مسلمين به قرآن منشأو مبدأ يك سلسله علوم ادبي و عقلي شد كه اگر قرآن نمي‌بود اين علوم به‌وجود نمي‌آمد.

 

                                    - اعجاز قرآن

قرآن معجزه‌ي جاويد خاتم‌الانبياء است، از بدو نزول قرآن در مكه كه به سوره‌هاي كوچك آغاز شد رسول اكرم رسماً برآن "تحدي" كرد، يعني مدعي شد كه قرآن كار من نيست كار خدااست و از من هيچ بشر ديگر ساخته نيست كه مانند آن را بياورد و اگر باور نداريد آزمايش كنيد و از هركسي مي‌خواهيد كمك بگيريد ولي بدانيد كه اگر جن و انس دست به دست دهند كه مانند آن را بياورند قادر نخواهند بود. مخالفان پيغمبر اكرم نه در آن زمان و نه در زمانهاي بعد كه اكنون 14 قرن از آن مي‌گذرد نتوانسته‌اند به اين مبارزه طلبي پاسخ بدهند، آخرين سخن مخالفان آن عصر اين بود كه"جادو"است.

خود اين اتهام ضمني به خارق‌العاده بودن قرآن و نوعي اظهار عجزدر برابر قرآن بود.

مخالفان سرسخت پيامبر از هيچ معارضه‌اي با پيغمبر براي تضعيف و مغلوب كردنش مضايقه نكردند و تنها كاري كه به آن دست نزدند، زيرا صد در صد نااميد بودند، همان بود كه پيغمبر مكرر پيشنهاد مي‌كرد و خود قرآن هم تصريح كرده‌است، يعني آوردن لااقل يك سوره (ولو سوره‌ي يك سطري مانند قل هو الله احد و سوره‌ي انا اعطيناك الكوثر ) مانند قرآن.

 

                                   - قرآن، تورات، انجيل

قرآن، تورات و انجيل را تصديق كرد ولي گفت در اين كتابها تحريف صورت گرفته و دست خيانتكاران بشر در آن وارد شده است. قرآن اغلاط اين دو كتاب را در الهيات، در قصص پيامبران و در پاره‌اي مقررات تصحيح كرد. يك نمونه‌اش در مورد شجره‌ي ممنوعه و خطيئه‌ آدم است.

قرآن كريم را از چيز هايي نظير كشتي گرفتن، و پيامبران را از نسبت هاي ناروائي كه در كتب هايشان آمده است، تنزيه كرد و اين خود دليل ديگري است بر حقانيت اين كتاب.

 

                                   قرآن و خبر از آينده

قرآن هنگامی که ايران و روم را در سال 615 ميلادی شکست داد و موجب خوشحالی قريش شد با قاطعيت کامل گفت در کمتر از ده سال ديگر روم ايران را شکست خواهد داد، بر روی اين قضيه ميان بعضی مسلمين و بعضی کفار شرط بندی شد و بعد همانطور شد که قرآن خبر داده بود. قرآن همچنين با قاطعيتی کامل خبرداد که آن کس که پيامبر را ابتر و بی دنباله بخواند خودش ابتر است و آن شخص که در آن روز فرزندانی داشت تدريجاَ در طول دو سه نسل منقرض شدند.

همه ی اينها اعجاز اين کتاب را می رساند. قرآن معجزات علمی و معنوی ديگر هم دارد که به علوم فلسفی و طبيعی و تاريخی مربوط است.

 

......ادامه دارد......

 

--------------------------

جهان بيني توحيدي/متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : علیرضا رحمانی در ساعت 9:26
85/12/27
اسراف و تبذیر

 _ آسيب های فردی انسان

                                     _ اسراف و تبذير

يکی از بزرگترين آفت ها و آسيب های فردی انسان ، اسراف و تبذير است. اسراف و تبذير از گناهانی است که مورد نهی شديد خداوند متعال و رسول خدا (ص) و ائمه اطهار (ع) واقع شده است، و در مقابل، اعتدال و ميانه روی  در غذا و خوراک، لباس و پوشاک، تفريح و ورزش، علاقه و مهر به افراد، خدمت به جامعه و مردم، مجاهدت های روحی و نفسانی، کوشش علمی و فکری و به طور خلاصه در کليه شئون زندگی فردی و اجتماعی مورد ستايش و تشويق بزرگان دين بوده و هر نوع انحراف از خط اعتدال و ميانه روی مورد نکوهش واقع شده است.

قرآن کريم در طرح و تبيئن اين نوع انحراف از واژه اسراف و تبذير کمک می گيرد و تنها واژه «سرف» به صورت مفرد و جمع، پانزده بار در قرآن آمده است.

آنچه که در بخش بعدی مورد بررسی واقع می شود، تبيئن ماهيت اسراف، شيوه های گوناگون و آثار و پيامدهای آن است.

                    

                                     _ اسراف و تبذير در لغت

     اسراف در لغت به معناي گزاف كاري كردن، گذشتن از حد ميانه، تجاوز از حد، تبذير و اتلاف مي‌باشد. اسراف عبارت است از: خرج كردن مال بسيار در غرض كوچك و تجاوز از معمول.

     خليل در اين زمينه گويد:

          اسراف، نقيض اقتصاد مي‌باشد.

     ابن منظور مي‌‌گويد:

          اسراف تجاوز از ميانه روي است و اسراف في‌ماله، يعني بدون قصد عجله نمود، اما اسرافي كه خداوند متعال از آن نهي نموده هر آن چيزي است كه در غير طاعت خداوند مصرف شود، كم باشد يا زياد.

     (تبذير) در لغت به معناي پراكندن مال با اسراف، نفقه كردن مال زياد، بي اندازه خرج كردن، اتلاف و ضايع نمودن مال است. بنابراين، با در نظر گرفتن ريشه‌ي اين دو لغت(اسراف و تبذير) چنين به نظر مي‌رسد كه وقتي اين دو در مقابل يكديگر قرار ‌گيرند، اسراف به معني خارج شدن از حد اعتدال است، اما تبذير، يعني آن چنان مصرف كنيم كه به اتلاف و تضييع بينجامد.

     

                                    _ اسراف در نگاه عالمان دين

     اسراف در نگاه عالمان دين در همان معناي لغوي استعمال شده است. علماي اخلاق هرگونه زيادروي در كميت و كيفيت، بيهوده‌گرايي، اتلاف و مانند آن را اسراف مي‌دانند و بر اين نكته تاْكيد مي‌كنند كه اسراف، به اعتبار اشخاص از جهت شاْن، شرف، صحت، مرض، جواني، پيري، غنا، فقرو زيادي درآمد و كمي آن فرق مي كند. زيرا ممكن است هزينه كردن ميزاني ازمال براي لباس، مثلا نسبت به شخصي كه داراي مقام و شخصيتي در اجتماع است، يا داراي درآمد قابل توجهي است، اسراف نباشد، در حالي كه نسبت به ديگري اسراف باشد.

     امام علي (ع) مي فرمايد:

          «آگاه باشيد به ناحق مال، حيف و ميل و اسراف است.»

 

                                     خلاصه ی بحث اسراف و تبذير

اسراف يکی از آفت ها و آسيب های فردی انسان وگناهانی است که در قرآن از آن نهی شده است.

اسراف کلمه ی جامعی است که هرگونه زياد روی در کميت، بيهوده گرايی و اتلاف و مانند آن را شامل می شود.

اسراف همان تجاوز از از حد آفرينش و تشريع است و معنای بسيار گسترده ای دارد. گاهی در مسائل ساده ای، مانند خوردن و آشاميدن است و زمانی در انتقام گيری و قصاص بيش از حد و گاهی در انفاق و بذل و بخشش بيش از اندازه و زمانی در داوری و قضاوت نمودن است که منجر به کذب و دروغ می شودو گاهی به معنای برتری جويی و استکبار آمده و گاه به معنای هرگونه گناهی می آيد، چنانچه خداوند می فرمايد: «بگو ای بندگان من که برخود اسراف و ستم کرده ايد! از رحمت خداوند نااميد مشويد که خداوند همه ی گناهان را می آمرزد، زيرا که او بسيار آمرزنده و مهربان است.»(زمر/آيه 53)

نکته مهمی که در اين آيه ی شريف بر آن تاکيد فرموده است اين است که اسراف کنندگان، اميد به رحمت اللهی داشته باشند.

( البته بايد توجه داشت در صورتی که هرگناهی پس از توبه به درگاه خداوند و طلب مغفرت از او، تکرار آن گناه، در صورتی که از عمد باشد، نه تنها خداوند اورا نخواهد بخشيد گناه و اشتباه قبلیاو را نيز در نامه ی اعمالش ثبت خواهد کرد.)

 

                                                                         پايان

__________________

آسيب شناسی رفتاری / محمد نوروزی(بادخل و تصرف در بحث)


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : علیرضا رحمانی در ساعت 13:7
85/12/06
حضرت داوود(ص)

- سلسله مباحث قرآني پيرامون قصص انبياء

 

- داستان حضرت داوود(ع)     

 

                                                                                                                              مقدمه :

 

هر كدام از پيامبران الهي از ويژگي و خصوصيتي  برخوردار بوده كه او را از سايرين ممتاز و مشخص مي نموده است .

حضرت داوود (ع) با خداوند متعال ارتباطي دائمي و صميمي داشت به گونه اي كه زيبا ترين ادبيات را در سخن باخداوند دارد وخدا نيز با او ساده  با ادبيات مهر آميز سخن مي گويد .

حضرت داوودعليه السلام درقرآن بسيار ياد شده است به خصوص ازقضاوت و داوري هاي آن. كه در اين مقاله به بخشي از آنان اشاره شده است.

حضرت داوودازسال 970م يا110ق درقسمتهايي از آسياي مركزي مي زيسته.طبق منابع موجود در انتهاي عمر تاج عشق خداوندي و رسالت را تسليم حضرت سليمان كرده بود.

در شهر داوود نعمتهاي بسياري وجود داشته كه بعلت كفر ورزيدن مردم همان شهر به پروردگارشان به عذاب شديد الهي گرفتار شدند و همه به جز افراد صالح در

كتاب حضرت داوود زبور نام دارد و دينش را به تبعيت از دين يهود و حضرت طالوت درآورده بود.

يهوديان به خاطر حسد بسيار زيادي كه نسبت به اين پيامبر داشتند و دارند. دست به تحريف عقايد  زدند و داستانهاي دروغيني را به اين حضرت نسبت دادند كه به واسطه اين كار قضاوت. داوري و رسالتش را زير سؤال بردند.

 

                                                                                                                    سوره انبياء

 

الف) شبي صاحب گله اي تمام گوسفندانش را به چراء مي برد ، زميني كه گوسفندان درآن مشغول بودند، زمين زراعت يك كشاورز بوده كه گوسفندان زمينش را به بياباني خشك تبديل مي كنند.

آن دو نفر نزد حضرت داوود آمدند و در خواست قضاوت كردند، داوود داوري كرد و حكم كرد به نفع صاحب زراعت و عليه صاحب گوسفندان، به اينكه بايد گوسفندان را به غرامت به صاحب زرع بدهد.

آيه مربوطه :

78     وداوود و سليمان را ياد آر آن لحظه كه در كار زراعتي كه گوسفندان قوم شبانه در آن چريدندداوري مي كردندو ما گواه داوري كردنشان بوديم.

 

ب) معاني تسخير كوهها و مرغان با داوود كه با او تسبيح مي گويند اين است كه كوهها و مرغان كه خود في النفسه تسبيح دارند، تسبيحشان را هماهنگ با نسبيح داوود باشند.

اشاره به داستاني دارد كه حضرت با ناميدن مرغي كه تكه تكه اش كرده بود و هر قسمت آن را بر نوك قله هايي متفاوت قرار داده بود، آن لاشه ها به هم چسبيده و مرغي زنده را پديد مي آورد.

اتفاق ذكر شده كه واقيت دارد را مي توان اثباط مسخر بودن كوهها و مرغان نزد داوود دانست.

آيه مربوطه :

79     و كوهها را رام داوود كرديم كه با او تسبيح مي كفتند و پرندگان را نيز، آري ما اين چنين كرديم.

ج) ما صنعت زره سازي را به داوود تعليم داديم تا براي شما زره بسازد و شما با آن وسيله از شدت فرو آمدن اسلحه بر بدن خود جلوگيري كنيد.

آيه مربوطه :

80        به سود شما ساختن زره را بدو آموختيم تا در جنگ شما را حفظ كند،آياسپاس مي داريد.

                                                                                                                                سوره سبأ

 

اين آيات به پاره اي از داستان حضرت داوودو نعمت هايي كه به ايشان موهبت فرمود ، اشاره دارد، و مي فرمايد: «چون كوه ها و مرغ ها را براي داوود مسخر كرديم و آهن رادر دستش نرم ساختيم.» آنگاه داوود را دستور مي دهد به اينكه به شكرانه اين مواهب عمل صالح كند و آن بنده اي شكور بود.

 

نكته) خداوند صنعت عظيم ذوب آهن را به داوود ياد داد.

يكي از شاكردان حضرت دررابط با صنعت ذوب فلز ، در ميان جمعي حضور يافت و اشاره تكه آهني كه در گوشه افتاده بود كرد و خواست كه آهن را نزدش ببرند، در آن لحظه با علم آموخته ي خود آن جسم آهني را به يك سيني زيبا تبديل كرد، از اين داستان مي توان نتيجه گرفت كه اين كاررا شاگرد داوود انجام داد پس خود داوود چه ميكند، او با صنعت خداديش زره ها و وسائل جنگي و كاسه ها و ...مي ساخت.

آيات مربوطه :

10      و به تحقيق داوود را ازطرف خود فضلي داديم، ( و آن اين بود كه به كوههاو مرغ ها گفتيم: ) اي كوهها و اي مرغان!با او همصداشويد !و آهن را نيز برايش نرم كرديم.

11     و بدو گفتيم با اين آهن نرم زره بباف و سيم هاي آن را به يك اندازه ببر، و عمل صالح كن، كه من به آنچه شمامي كنيد آشنايم.

13     براي او هرچه مي خواست از مهرابها و مثالهاو كاسه هايي چون حوض و ديگري ثابت در زمين، درست مي كردند، گفتيم اي داوود شكر بگذارو بندگان شكرگزار من اند كند.

 

                                                              سوره ص

 

آيات زير دلالت بر نيرومند بودن داوود در ملك و علم است، مجدد اشاره به در تسخير داوود بودن كوهها و مرغان دارد و پس از آن داستاني را مبني بر رجوع كنندگي آن به خدا (توبه) تعريف مي كند.

17    بر آنچه ميگويند صبر كن و بياد آور بنده ما داوود را كه نيرومند بود وبسيار به خدا رجوع مي كرد.

 

18     ما كوهها را با او مسخر كرديم كه صبح و شام در تسبيح او دمساز باشند.

 

19     و نيز مرغان را مسخر كرديم كه نزد او مجتمع گردند و همه بسوي او رجوع مي كردند.

20     و ما پاييه ملك او را محكم كرديم و او را حكمت و فصل خصومت داديم.

 

21     آياازداستان آن مردان متخاصم كه به بالاي ديوارمحراب آمدندخبرداري.

22     وقتي كه بر داوود آمدند از ايشان بيمناك شد گفتند: مترس ما متخاصم هستيم كه بعضي بر بعضي ستم كرده تو بين ما به حق داوري كن و در حكم خود جور مكن و ما را بسوي راه راست رهنمون شو.

 

23     اينك اين برادر من است كه نود و نه گوسفند دارد و من يك گوسفند دارم او مي گويد: اين يك گوسفندت را تحت كفالت من قرار بده و در اين كلامش مرا مغلوب هم مي كند.

24     داوود گفت: او در اين سخنش كه گوسفند تورا به گوسفندان خود ملحق كندبه تو ظلم كرده و بسياري از شريكها هستند كه بعضي به بعضي ديگر ستم مي كنند مگر كساني كه ايمان دارند و عمل صالح ميكنند و اين دسته بسيار كمند. داوود فهميد كه ما با اين صحنه او را بيازموديم پس طلب آمرزش كرد و به ركوع افتاد و توبه كرد.

25     ماهم اين خطا را بخشوديم وبه راستي اونزدماتقرب وسرانجام نيكي دارد.

داوود در مورد داستان فوق زود تصميم گرفت و حتي مهلت صحبت كردن را نيز به نفر دوم نداد، به همين دليل دچار اشتباهي شد كه خداوند بخشايش گر او را مورد رحمت خود قرار داد.

26     اي داوود ما تو را جانشين خود در زمين كرديم پس بين مردم به حق داوري كن و بدنبال هواي نفس مرو كه از راه خدا به بيراهه مي كشد و معلوم است كساني كه از راه خدا به بيراهه مي روند عذابي سخت دارند به جرم اينكه روز حساب را فراموش كردند.

 

                                               داستانهاي تحريف شده

 

در موردسوره ص مي توان گفت كه يهوديان براي توجيح  داستاني كاملأ دروغ را تحويل كتاب خود و مسلمانان دادند.

داستان داوود پيغمبر آن اندازه كه در قرآن به او اشاره شده است، اين است كه ميفرمايد: داستان بندا ما داوود را يادكن، آن گاه كه در محراب بود و ناگهان از بالاي محراب جمعي آمدند كه خصم و گروه متخاصم بودند. ظاهر اين است كه بيش از دو نفر بودند، گرچه در قرآن يكجا به زبان فرد ذكر شده است.

كه ميفرمايد: «ان هذا اخي له تسع و تسعون نعجه» ولكن در تعبيرهاي ديگر جمع است كه گويا بيش از ده نفر بودند.

داوود از كساني بوده است كه هم پيغمبر خدا و هم ملك و حاكم در ميان قوم خودش بوده است . اين دو نفر آمدند پيش داوود . يكي از آنها كه به نمايندگي از جمع آمده بود، از ديگري شكايت كرد و گفت اين برادر من است كه 99 گوسفند دارد و من يكي بيشتر ندارم و در عين حال آمده است همان يكي را هم از من مطالبه مي كند و شما به داد من برسيد.

قرآن شكايت را از شاكي نقل مي كند و بعد هم نقل نمي كند كه ديگري از خودش دفاع كرده يا نكرده است . مي فرمايد: داوود (ع) گفت : او با اين كار خودش به تو ستم كرده است و بسيار زيادند افراد شركاء كه بعضي به بعض ديگر ظلم مي كنند و داوود دانست كه اين از طرف ما امتحاني بوده است . به تضرع و استغفار افتاد و خداوند هم توبه او را پذيرفت . در اينجا دو سؤال مطرح مي شود :

1_ آنهايي كه آمده اند خدمت داوود چه كساني بوده اند؟ آيا آنها انسان بوده اند و اين داستان هم يك داستان واقعي بوده است؟ يا نه. آنها فرشتگاني بوده اند كه خداوند براي امتحان داوود فرستاده بود، و داستان هم حقيقتي نداشته است و واقعا گوسفندي و دو برادري و تعدي و تجاوزي در كار نبوده است و همه اين صحنه ها امتحان بوده است و داوود هم يك مرتبه متوجه شد و شروع كرد به استغفار كردن.

در بعضي از روايات عامه داستان چنين آمده است كه داوود پيغمبر، زنان متعددي در خانه داشته اند ، و در محرابش عبادت مي كردند. شيطان ابتدا به صورت يك مرغ زيبا ظاهر شد ، و آمد در روزنه اي كه در محراب و جايگاه عبادت وجود داشت. و داوود هم نماز مي خواند آنچنان آن مرغ زيبا بود كه داوود نمازش را شكست و رفت تا آن مرغ را بگيرد . مرغ آن طرف پريد. رفت او را بگيرد. پريد رفت پشت بام. داوود هم رفت پشت بام دارالعماره و دارالسلطنه . اتفاقأ در اين هنگام زن يكي از سربازان به نام عورياء، آب تني مي كرد . تحقيق كرد كه اين كيست ؟ گفتند: اين زن يكي از سربازان است . پرسيد خودش كجاست ؟ گفتند: خودش در ميدان جنگ است . نامه اي نوشت به سردار خودش ، كه هرطور است اين سرباز را به يك جايي بفرست كه جان سالمي در نبرد و كشته شود . او هم وي را در مقدم جبهه فرستاد و كشته شد و اين زن بلامانع شد عده اش كه تمام شد ، داوود با او ازدواج كرد . ملائكه اين صحنه ساختگي را براي اين ساختند كه به او بگويند كه مثل شما مثل يك انساني است كه 99 گوسفتند دارد و رفيقش يك گوسفند . در عين حال طمع به آن يك گوسفند رفيق دارد . آنگاه داوود متوجه شد كه مرتكب گناه شده است. توبه كرد و خداوند هم توبه اش را پذيرفت.

در عيون الاخبارالرضا آمده است كه حضرت امام رضا (ع) با اصحاب ملل و مقالات و اقوام ، با نمايندگان مذاهب مختلف غير اسلامي ، با يهودي ها ، نصراني ها ، زرتشتي ها، ستاره پرستان و نمايندگان مذاهب اسلامي و بعضي از علماء اهل تسنن در مجلسي كه مامون تشكيل داده بود ، مباحثه كردندو از يك نفر از پيشوايان اهل تسنن سؤال كردند كه شما چه مي گوييد درباره داستان داوود كه اجمالش در قرآن آمده است او هم همين حرف را زد امام فرمود:(سبحان الله) چطور شما به پيغمبر خداوند چنين نسبتي را مي دهيد ؟ او چه پيغمبري است كه مشغول نماز چشمش به كبوتري زيبا بيفتد ، چنان دست از پا نشناسد كه نمازش را هم بشكند و گذشته از آنكه نمازش را شكسته ، مثل بچه ها دنبال كبوتر بيفتد و در آنجا هيچكس هم نبوده باشد كه اين پيغمبر به او بگويد اين كبوتر را براي من بگيريد . بعد چشمش بيفتد به يك زن زيبا . اين دل هرجايي كه دنبال كبوتر بود كبوتر را رها كند و يك دل نه صد دل عاشق اين زن بشود و تحقيق كند كه اين زن شوهر دارد يا شوهر ندارد ؟ بگويند شوهر دارد و شوهر او يك سرباز فداكاري است كه در ميدان جنگ مشغول فداكاري است. او حيله اي ببندد تا آن سرباز كشته بشود، براي اينكه با زن او ازدواج كند. در اين داستان ، فسق است . فجور است . قتل نفس است . شكستن نماز است . عشق به زن شوهر دار است . اين چه پيغمبري است كه اين همه فسق و فجور انجام دهد !؟

از امام رضا عليه السلام سؤال كردند پس قضيه از چه قرار بوده است؟ امام فرمودند: در قرآن كه اين مطالب طرح نشده است. بلكه قضيه اين است كه روزي در قلب داوود پيامبر كه حكمت ها و قضاوتهاي او ضرب المثل است. عجب كوچكي پيدا شد و با خود گفت: اگر قضاوت هم هست قضاوتهاي داوودي است و من آنچنان در ميان مردم قضاوت مي كنم كه هيچگاه يك ذره تخلف هم نمي شود. مثل داستان يونس و داستان آدم و داستانهاي ديگر و اين يك ذره عجب . سبب شد كه خداوند عنايتش ر از بنده اش بگيرد. تا عجز او براي خودش ثابت شود. در دعاء هم كه پيامبر اكرم (ص) وارد شده است (ولاتكلني الي نفسي طرفه عين ابدا)انسان در هر مقامي كه باشد . هميشه بايستي به خدا عرض كند: خدايا مرا به اندازه يك چشم بر هم زدن هم به خودم وامگذار.

خداوند اين امتحان را پيش آورد كه عنايت خدا از داود گرفته شد و او در قضاوت خودش شتاب كرد.يادش رفت كه وقتي مدعي مي آيد و دعواي خودش را طرح مي كند . قاضي نبايد يك كلمه حرف بزند. ولو داوود را مي بينيم كه يك شخصي آمده است خدمت او و عرض مي كند كه اين آقا مال من را برده است. با آنكه داراي ثروت زياد و نودونه گوسفند است و من يك گوسفنددارم و او به يك گوسفند من هم طمع كرده است. داوود عليه السلام تحت تاثير عواطف انسان دوستي خودش قرار گرفت. صبر نكرد كه ببيند طرف مقابل چه مي گويد. آيا او هم از خودش دفاعي دارد يا نه؟ فورا گفت: اگر اين چنين باشد اين شخص به تو ظلم كرده است. ناگاه متوجه شد كه داوود شرط ورسم قضاوت اين نبود كه هنوز حرف ديگري را نشنيده حكم كني ريشه اشتباه خودش را بدست آورد كه فكر منيت كرده است. و اين ضربه و لغزشي كه بر او وارد شد از آن من بود. امام فرمودند داستان اين است و در قرآن صحبت از زن و مرغ زيبايي كه پريده باشد نيست.

 

                                                    جمع بندي

1) سرگذشت داوود (عليه السلام): در قرآن كريم از داستانهاي آن جناب به جز چند اشاره‌ .چيزي نيامده . يك جا به سرگذشت جنگ او در لشكر طالوت اشاره كرده كه در آن جنگ . جالوت را به قتل رسانده و خداوند سلطنت را بعد از طالوت به او واگذار نموده و حكمتش داده و آنچه مي خواسته بدو آموخته است. در جاي ديگر به اين معنا اشاره فرموده كه او را خليفه خود كرد. تا در بين مردم حكم و داوري كند . و فصل الخطاب (كه همان علم داوري بين مردم است) به او آموخته . و در جاي ديگر به اين معنا اشاره فرموده كه خدا او و سلطنتش را تاييد نموده و كوهها و مرغان را مسخر كرد تا با او تسبيح بگويند. و جايي ديگر به اين معنا اشاره كرده كه آهن را براي او نرم كرد تا با آن هرچه مي خواهد و مخصوصاً زره درست كند.      

2) ذكر خير داوود عليه السلام در قرآن: خداي سبحان در چند مورد او را از انبياء شمرده و بر او و بر همه انبياء ثنا گفته. و نام او را بخصوص ذكر كرده و فرموده:‹‹ و آتينا داوود زبورا›› ما به داوود زبور داديم. و نيز فرموده:‹‹به او فضيلت و علم داديم›› و نيز فرموده:‹‹به او حكمت و فصل الخطاب داديم. و او را خليفه در زمين كرديم›› و او را به اوصاف «اواب» و«دارنده زلفا و قرب در پيشگاه الهي» و« دارنده حُسن مَآب» ستوده .

3)  آنچه از آيات استفاده مي شود: دقت در آياتي كه متعرض داستان آمدن دو متخاصم نزد داوود است بيش از اين نمي رساند كه اين داستان صحنه اي بوده كه خداي تعالي براي آزمايش داوود در عالم تمثل به وي نشان داده تا او را به تربيت الهي تربيت كند و راه و رسم داوري عادلانه را به وي بياموزد . تا در نتيجه هيچ وقت مرتكب جور در حكم نگشته و از راه عدل منحرف نگردد.

اين آن معنايي است كه از آيات اين داستان فهميده مي شود . و اما زوايدي كه در غالب روايات هست. يعني داستان اوريا و همسرش مطالبي است كه ساحت مقدس انبياء از آن منزه است.

 

                                                                                                             پايان


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : علیرضا رحمانی در ساعت 11:10





Powered by WebGozar